نقطه چین
برایت پیراهنی از باران سفارش داده ام
نگاهت را اتو زده ام
و در کیف قهوه ای ات
یک مشت صدای کفترچاهی گذاشته ام
یادت نرود قرص خوابت را ببری
وگرنه خواب آرامش را نخواهی دید
عمیقا به افقهایت دلبسته بودم
حیف که آسمانها
روزهایی را به مرخصی استمراری می روند…
وقت رفتن پرانتز را نبند
که در گلویش نقطه چینی گیر کرده است
پرانتز [...]
بی پرندگی
سار پرید
کبوتر پرید
کلاغ پرید
گویی به جای قلم
مترسکی در دست گرفته ام
اینچنین که شعرم بی پرنده مانده است
قرار
قرارمان را گذاشته بودیم
درست زیر ساعت ایستگاه…..
و من سال هاست بوسه ات را
برای پنجره ناباور اتاق
بی پرده
تعریف کرده ام
گواهم باد بود
و مشتی سوت قطار
که در جیب کودکی ام جامانده است
تو آمدی…(شعری زیبا از دکتر مجید پویان)
تو آمدی تا من
دوباره سیب و نان و پنیری را
که مادرم میان سفره صبحانه ام گذاشته بود
دو نیم کنم
شعری از دکتر مجید پویان
مراسم شب مولانا در دانشگاه یزد برگزار می شود.
نشست علمی، ادبی «شب مولانا»در شامگاه چهار شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در سالن شهید منتظر قائم دانشگاه یزد برگزار می شود . در این خصوص دکتر مجید پویان ،دبیر اجرایی مراسم، اعلام کرد که انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد به منظور بازشناخت هر چه بیشتر اندیشه های مولانا این نشست [...]
یک عاشقانه آرام پاییزی
عاقبت صدایم را یافتم
در کوچه ی بن بست
وقتی از دستانش توت می ریخت
و آسیه
برگهایش را
از حیات خانه شان جارو می کرد…
خبرش را
کبوتری
از پشت پنجره ی توری
به باد گفته بود

