Home

در دفترم چه می گذرد…

در دفترم چه می گذرد

وقتی که موهایت را باز می کنی

و گلهای دامنت را یکسره می تکانی

کلمات سقوط می کنند

در جوهردان

و شعرهای سپیدم غزل می شوند

نه!

قصیده هایی می شوند بی پایان

در فتح الفتوح سرزمین های تغزل آمیز موهایت

برگ های دفترم سبز شده اند

بی آنکه تو در میانشان نا پدید شده باشی سبز شده اند

در دفترم چه می گذرد

چه کرده ای با نفس اماره ی دفتر شعرم

که شیرازه اش از هم می پاشد

بی آنکه خوانده شود

بی آنکه در صفحاتش نام تو را آورده باشم

از هم می پاشد

در دفترم چه می گذرد

جشن اول

ترانه جشن اول با صدای حسن یوسف
شعر از مسعود زارع مهرجردی
از لینک زیر دانلود کنید:
جشن اول

دلقک ها

————–
آی مردم!
با آن دماغ های سرخ
چقدر بی پرده دلقک شده اید
زمستان همین است
چیزی برای پنهان کردن ندارد

باران تهران

کاشکی باران بیاید
و خیابان ولیعصر را آب بگیرد
و ماشین ها هی بوق بزنند
و عابران خیس شوند
و جوی ها را آب ببرد…
تا یک روز هم که شده
پیش دلم
بهانه ای برای ندیدنت داشته باشم

نقطه چین

برایت پیراهنی از باران سفارش داده ام
نگاهت را اتو زده ام
 و در کیف قهوه ای ات
یک مشت صدای کفترچاهی گذاشته ام
یادت نرود قرص خوابت را ببری
وگرنه خواب آرامش را نخواهی دید
 
عمیقا به افقهایت دلبسته بودم
حیف که آسمانها
روزهایی را به مرخصی استمراری می روند…
وقت رفتن پرانتز را نبند
که در گلویش نقطه چینی گیر کرده است
     پرانتز [...]

سنگی برای نزدن

آهی بلند

غصه ای عمیق

سنگی بزرگ

برای نکشیدن، نخوردن، نزدن

بی پرندگی

سار پرید
کبوتر پرید
کلاغ پرید
گویی به جای قلم
مترسکی در دست گرفته ام
اینچنین که شعرم بی پرنده مانده است

قرار

قرارمان را گذاشته بودیم
درست زیر ساعت ایستگاه…..
و من سال هاست بوسه ات را
برای پنجره ناباور اتاق
بی پرده
تعریف کرده ام
گواهم باد بود
و مشتی سوت قطار
که در جیب کودکی ام جامانده است

تو آمدی…(شعری زیبا از دکتر مجید پویان)

تو آمدی تا من

دوباره سیب و نان و پنیری را

که مادرم میان سفره صبحانه ام گذاشته بود

دو نیم کنم

شعری از دکتر مجید پویان