Home

سرم بوی کافور می دهد…

با پنجره ی راه راه در دست

و با خواب سقوط از برج میلاد

و از خیابان های نقطه چین نامریی

باز می گردم

تا از پشت نقاب عصر هوش مصنوعی

به تفکر ساده ی باد لبخند بزنم

من مسافر خیالهای بی تناسبی هستم

که دست کوچکی  را

به نگاه مردی با تنهایی چمدانی

و تنپوش آه های وصله دار

پیوند می دهد

که روزی کلاهش را به قلاب ماه آویخته است

گوش باید کرد به ترکیدن بادبادک بغض

و به کوچه های بی پنجره و نارنج پناه باید برد

-که من به تنهایی خودم تبعید شده ام-

که من به نقطه ی تیره ای میان خطهای فاصله ی تاریخ تبعید شده ام-

 

سرم بوی کافور می دهد

باید به کلاغهای روی دیوار سنگ بزنم

و به ستاره شمالی دشنام بدهم

و در قبرستان برقصم

باید عصایم را به آسیه بدهم

-تا حواسش از فرعون موسیخ همسایه پرت شود-

 سرم بوی کافور می دهد

و به ساعت های شنی فکر میکنم

کلاغ ها روی دیوارند

و عصایم را آب برده است…

  1. ۷ پاسخ برای “سرم بوی کافور می دهد…”

  2. توسط امیر سرداری گناوه در ۶ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ

    توسط امیر سرداری گناوه در ۶ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ

    باید به کلاغهای روی دیوار سنگ بزنم

    و به ستاره شمالی دشنام بدهم

    و در قبرستان برقصم

    -تا حواسش از فرعون موسیخ همسایه پرت شود-

    اینا خوبن فکر کنم که تو شعر زیاد فکر میکنی؟ به انتخاب کلمه فکر کن جوری که هر کلمه ای رو برداریم ناقص بشه یه کم از سیال ذهن استفاده کن.زیاد نمیشناسمت………امیر سرداری بندر گناوه دوست خوب گناوه

  3. توسط ن.شقایق در ۷ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ

    حق
    درود
    مسعود جان!
    این تکرارهای امیر سرداری گناوه اعصاب آدم را خراب می‌کند. خودش چندباره می‌فرستد یا اشکال از سایت شماست؟
    اصلاحش کن لطفا.

    مثنوی بلند استاد شریعت در پاسخ به دکتر سروش را هم در آشیان من بخوانید. (اختصاصی و داغ)
    http://drnr.wordpress.com

  4. توسط زهرا دهقان در ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ

    سلام آقای زارع عزیز.
    خوب هستید؟خدمت مقدس تموم شد به سلامتی؟
    من از فروردین سعی کردم این جا کامنت بذارم و تا به حال موفق نشدم. این بارم نمی دونم ثبت می شه یا نه.و کلی با عرض معذرت دعواتو کردم که شعرا رو کشوندین اینجا.
    شعر رو خوندم..فضای شعر ها و لحن شما خیلی گسترده و به اصطلاح رشد یافته شده..
    بی آک باشید.

  5. توسط amirali در ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ

    تخریب چهره های برجسته نظام اهانت به رهبری است

  6. توسط مسعود زارع مهرجردی در ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ

    تخریب چهره های برجسته نظام به من مربوط نیست

  7. توسط زهرا دهقان در ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ

    سلام.
    خوبید آقای زارع؟
    شما که هنوز سرت بوی کافور می دهد دوست عزیز..
    از حال و هوای تازه ترتان چیزی نمی نویسید؟
    حتی از این که نمی نویسید بنویسید.
    نوشتن همیشه رفتن است..نایستید.

  8. توسط sholus sabana در ۹ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ

    تو فضای مجازی هم میخوان خفقان ایجاد کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دلم میخواد همه اینها رو بالا بیارم
    اینها میخوان حتی شیطان هم خودشو خالصانه نشون نده…………
    وای که نفسم داره می بره…….

ارسال دیدگاه